الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
23
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
و حدّ و اندازهاش هم مطابق با حدّ و اندازهء آن علم است ، و معلوم استكه مردم ( مسلمان ) در معرفت خدا و علم بصفات او ، در يك مرتبه نيستند ، بلكه ، هر فردى از اين كمال ، بهرهاى دارد مخصوص به خود و ديگران بهرههائى دارند غير بهره او . و اين محبّت ، يعنى محبت بخداى جلّ و علا ، وقتى براى انسان مثمرثمر و نتيجهبخش است كه منجر به تحابب - يعنى دوستى از دو طرف - گردد . و اين دوستى طرفينى هم صورت نمىگيرد مگر ، بعد از آنكه خداوند ، در نزد عبدش انگيزهء دوستى را سراغ داشته باشد ، آيهء شريفهء زير نيز به همين معنا اشاره دارد : « بگو اگر خدا را دوست ميداريد ، مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد » « قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ » « سوره آل عمران آيه 31 » و از بارزترين افراد صالح و بندگان مخلصى كه توانستند محبت خود را به خداوند بدين طريق نتيجهبخش كنند ، مولا امير المؤمنين عليه السلام است ، كه رسولخدا ( ص ) در حديث رايت « 1 » كه حديثى صحيح و ثابت و متواتر و متفق عليه شيعه و سنى است ، ويرا بداشتن چنين محبتى معرفى نموده و فرموده است : « فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسول را دوست ميدارد ، و خدا و رسول هم او را دوست ميدارند . » « لا عطيّن الراية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله » . وقتى دوستى طرفينى ، بين خدا و بندهاش تمام شد ، بنده براى هر عنايت و كرامتى از طرف خدا اهليت و قابليت پيدا مىكند ، و شرف تقرب و نزديكى به خدا ، برايش حاصل مىشود و مشمول حديث قدسى زير ميگردد : « همواره بندهام بوسيلهء نوافل ( اعمال مستحبى ) بسويم تقرب مىجويد ، تا آن حدّيكه ، من دوستش بدارم ، و وقتى او را دوست بدارم ، براى او گوشى خواهم شد ، كه با آن بشنود ، و چشمى خواهم شد ، كه با آن ببيند ، و دستى خواهم شد كه با صولت خاصى موجودات ديگر را تحت نفوذ قرار دهد ، و پائى خواهم شد ، كه با آن برود ، و اگر از من درخواستى كند
--> ( 1 ) - اين حديث با اسناد و الفاظ مختلفش ، بضميمهء شرححال رجال آن ، در كتاب بزرگ « الغدير » آنجا كه مسند جابر بن عبد اللّه را آوردهايم ، مذكور است .